تبليغاتX

< تنهايي يك راز است

اگه بي هوا كسي وارد زندگيت شد، بدون كار خدا بوده. اگه بي مهابا دلها قبل از دستها به هم گره خورد، بدو
یکی از بهترین و زیباترین و خاطره انگیزترین ترانه های "هایده" یا همان خانم "فاطمه دَده بالا" که گویا در اصل دختریک روحانی یا مدّاح و روضه خوان ِکرمانشاهی بوده است...البته نه از این روضه خوانهای معمولی، بلکه روضه خوانی با صوت ِداوودی که این استعداد و هنر ِلایزال ِخویش را به دو دخترخانمش یعنی "فاطمه" (یعنی "هایده"بعدی)و "احترام"(یعنی "مهستی") ، پُشت به پُشت منتقل کرده است...
آهنگی که صدایش می آمد، آهنگ ِمعروف "عروسک جون" بود...آهنگی که به گمانم استاد"صادق نجوکی" آن را ساخته است و انگار در ساختن ِچنین آهنگ ِآسمانی، فرشته ملائکه ها یا ازمابهترون، به یاریش آمده اند!؟...
آن قسمت ِبخصوص،  از این ترانه ی بی نظیرزنده یاد"هایده" را که من در آن لحظۀ خاصّ شنیدم ،  قسمتی بود که عجیب وصف الحال ِ این روزهای من و شاید خیلی از شماها(بخصوص بعد از اون حرفهای تلخ دیروز) است!.... قسمتی که آدم دلش می خواهد هی گوش کند وهی ازته ِته ِدلش، زار زار بزند زیر گریه!؟! :

....چه تهمت ها شنیدیم  ،     چه تلخی ها چشیدیم
    عروسک جون! تو میدونی چه حسرتها کشیدیم

 ...دلم می خواد یه روزی ، بعد ِسالها
    پرستوی ِسعادت رو ببینیم

    نمی خوام بیش ازاین تو صورت ِهم
    نشون ِ یأس و وحشت رو ببینیم

    دلم می خواد یه روزی فارغ از غم
    تبسّم روی لبهامون بشینه

    شاید اون روز، دوباره جون بگیره
    نهال ِآرزوهامون تو سینه...
و بعد تا آنجا که می رسد به این حرفهای تلخ و شیرین، که گوئی انگار برای همین امروز سروده شده اند!؟:

    بمیره اونکه می خواسته، ما رو گریون ببینه
    سرای ِسینه هامونو، زِ غم ویرون ببینه

    باید اینجا بخشکیم ، تو گُلدون ِشکسته؟!
    نه اینکه "باغبون" نیست!، در ِگلخونه بسته....دَر ِگلخونه بسته...!!
با شنیدن ِاین تکّه آهنگ، گشتم و نوار ِکاملش را بین ِنوارهام پیدا کردم و با اینکه روزه بودم و یک روز هم بیشتر از قتل ِمولایمان، علی(ع) نگذشته است، از ظهر تا حالا یک بند دارم گوشش میدم!؟ (آرزو می کنم همۀ شما عزیزان هم نوار یا سی دی اونو داشته باشین و فرصت کنین برای بارها و بارها گوش کردن این ترانه!؟)...من که گوش میدم و به این فکر می کنم که چرا "باغبان" باید دَر ِگلخونه ها  را ببندد و به جایش با بیل!؟ بیفتد به جان ِاین همه گُل و گیاه قشنگ و این همه نهال ِدوست داشتنی و سبز؟!!.....هرچند که در این هم تردیدی ندارم که دیر یا زود، بالاخره یه روزی میرسه که در اون روز ، فارغ از غم ، تبسُّم روی لبهای همۀ ما خواهد نشست و در اون روز، نهال ِآرزوها ، توی سینه های همه مون، دوباره جون خواهد گرفت!؟...فقط خدا کنه تا اون روز همۀ ما ، زنده باشیم و همۀ این چیزهای قشنگ و شیرین رو، با چشمهای خودمون ببینیم...امّا تا رسیدن ِ اون روز باید گفت : فعلا ًیاحقّ.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 13:10
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...

 

 

صبر کردن دردناک است و فراموش کردن دردناک تر ولی دردناک تر این است که ندانی باید صبر کنی یا فراموش

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 13:8
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...

 


هیج وقت دکترها نفهمیدند که چرا جسیکا در لحظه تولد دست نداشت. خودش هم نمی‌داند اما زندگی کردنش بدون دست برای همه حاوی پیامی است...
Persianv.com At site


او از لحظه اول بدون دست پا به دنیای ما گذاشت.

Persianv.com At site


او میتواند از خودش دفاع کند در برابر نا ملایمات دنیای ما
Persianv.com At site


میتوان سخت ترین کارها را انجام داد حتی انهایی که به نظر غیر ممکن می‌آیند.

Persianv.com At site


برای پرواز کردن دست‌ها کار ساز نیست. برای پرواز بال می‌خواهی و جسیکا بالهایش در اراده‌اش است.

Persianv.com At site


شاید بتوان نامه‌های عاشقانه نوشت. شاید بتوان با دست‌هایی که وجود ندارد مردم را در آغوش گرفت و برایشان از راز های سر به مهر تقدیرهای تغییر نا پذیر سخن گفت.
اری میتوان بدون دست هم دیگران را در آغوش گرفت. وقت ان است که باور کنیم یک معلول میتواند در مسابقه دو صد متر المپیک مدال طلا به گردن بیاویزد، وقت آن است که چشم‌ها را باز کنیم به مبارزه با دنیا برخیزیم. عکس‌های جسیکا با ما سخن میگوید که میتوان آیا ما هم میخواهیم؟ میتوانیم؟

www.cloob.com

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 13:26
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

از اين کران غروب غم انگيز بگذرد
عمر ستاره هاي سحر خيز بگذرد
فصل سپيد وسبز رسيد وسپس گذشت
با اين دليل زردي پاييز بگذرد
خورشيد مال ماست وحتما از اسمان
اين ابر تکه پاره نا چيز بگذرد
پيش از من وتو هيچ کسي باورش نبود
ياساي پر مهابت چنگيز بگذرد
اين رسم جاده است که گاه از فراخ دشت
گاه از مضيق تيره دهليز بگذرد
هر چند خسته ايم از امروزمان ولي
تنها اميد ماست که اين نيز بگذرد

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 11:12
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

چه کسی دوست واقعی ماست؟ آنکه اشکال‌ها را می‌بیند و ما را آگاه می‌کند؛ یا آن که لب فرو می‌بندد و مارا تصدیق می‌کند؟ امیر مومنان فرموده است:

صدیقک من صدقک لا من صدّقک! دوست واقعی کسی است که حقایق را با تو در میان می‌گذارد، نه آن که تو را تصدیق می‌کند.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388ساعت 11:6
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

گوشیم رو دادم براش برنامه فارسی نصب کنن  رفتم تا تحویل بگیرم آقای تعمیرکار گفت گم شده

گوشیم رو خیلی دوست داشتم ۶ سال با من بود و حالا نیستش

 حال خوبی ندارم مثل اینکه انگار خودم گم شدم یا یکی از عزیزام رو از دست دادم با اینکه قدیمی بود

با اینکه یه گوشی

N95

 هم دارم اما همیشه اون دستم بود نوکیا ۶۱۰۰ بود به طرز فجیعی عاشقش بودم بیشتر مواقع باهاش درد دل می کردم حالا برای همیشه گم شده

حالا با کی درد دل کنم خدااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 12:20
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

زن عشق می كارد و كینه درو می كند...دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر... می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی... برای ازدواجش ــ در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی...در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو...او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی...او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی...او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد...او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر.... و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد... و قرن هاست كه او؛ عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛ گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛  سینه ای را به یاد می اورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند... و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد...........! و این, رنج است,

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 11:11
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

وخدا یک نفر را آفرید به نام تو
و خواهي آمد به دنیایی که همچون تو ندارد و هرگز هم نخواهد داشت
و خدا خواست که برای من کسی مثل تو نباشد
و تو مثل هیچکس با منی
و خدا خواست با یاد تو همیشه تنها ترین باشم
و هرشب و روز با خاطره هایت خلوت کنم
و بیا بخواب من ، در رویاهای من و آرزوهایم بیدار شو
که من خیابان ساکتی هستم و پیوسته خواب قدم های تو را مي بینم
و بیش از این پنجره را چشم انتظار نگذار چرا که این پنجره مال من است
و من در این پنجره می خواهم تو را بیابم
به جان تو ای جان من
خدا خواست
خدا خواست که من دوستت بدارم و چقدر زیباست که خدا بخواهد.

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 10:50
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

 
دستم را ، خوب می خوانی ...

ولی

قلبم را ، فقط ورق می زنی

قلبم را ورق می‌زنی بدنبال تصویری؛ عزیزم تماما خون است..!

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 14:8
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

فلسفه بود ونبودت را  اين گونه تعبير مي كنم :

مي تواني باشي

مي تواني نباشي

مي تواند كسي ديگر به جاي تو باشد

مي تواند كسي ديگر به جاي تو نباشد

 احتمال بودن و كم شدن و گم شدنت برابر هم است ...

تنها نتيجه مسلم اين جنون اين است كه از اين پس ، عشق بزرگتر از توست ...بزرگتر از هر كسي كه سهمي از روزگارش را با من به اشتراك مي گذارد

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 10:1
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

سخت ترین کار دنیا راضی کردن احمق هاست

+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 12:3
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

خدایا بازگردان بال پروازم

+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 11:17
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

شاملو: انسانیت...درنبرد با ظلمت از پا در نمی آید.

+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد 1388ساعت 11:6
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

با یه جمله چه راحت میشه بی شعوری رو نشون داد

تازگی ها یاد گرفتم که نه باید به تعاریف دیگران زیاد دلخوش کرد نه به انتقادهاشون !
شاید هیچ کدوم راست نباشه !
هم میشه دور این آدمها را در سکوت خط کشید ،هم میشه بهشون درسی داد که خود به خود دورت را خط بکشن !

این ادمها معمولا شعورشون در حد جلبک دریاییه

 از هر ادمی به اندازه شعورش توقع داشته باش

+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 11:5
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

تنهایی ضامن حفظ سلامت نفس و بسی بهتر از همراهی نا متجانسیست که ارمغانی جز گندیدگی طرفین ندارد

+ نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت 10:31
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

«همنشینی با بدان، موجب بدگمانی به خوبان می شود»

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 13:52
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...

 

در حادثه های ناگهانی سالم ز مریض مبتلا تر .....
آسوده مباش که بی نیازی ، یک آن دگر پر از نیازی .
آنجا که تو فرعون زمانی ، در تیر رس باد خزانی.....

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 12:9
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

 

دلم يه همزبون مي خواد

يه يار مهربون مي خواد

+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 14:17
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...

 

ما آرامش و تندرستی و شادکامی را می ستاییم، که جنگ و ستیز را در هم مي ******د. (اوستا)


ای ز بر دست ز یردست آزار .......... گرم تا کی بماند این بازار
به چکار آیدت جهانداری ............. مردنت به که مردم آزاری
(خداوند سخن سعدی)

مردان و زنان همیشه برابرند و از ارزش های یکسان برخوردار می باشند و در همه چیز هم ترازند. (اوستا)

همــه آزادگــی ز زن خیــزد .......... مـهر و شادی و شور می ریـزد
یاور و یار و همدم مرد است ......... همدل و همنوا و همدرد است
(حافظ شيرين سخن)

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 15:10
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

عشق با غرور زيباست ولي اگر عشق را به قيمت فرو ريختن ديوار غرور گدايي كني... آن وقت است كه ديگر عشق نيست صدقه است

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:49
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...

 

انجام عمل غير ممكن، خود، گونه اي تفريح است.((والت ديسني))

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:48
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...

 

اي كاش دوستان ما مانند دشمنان يكرنگ و ثابت  

قدم بودند.((كلادستون))


+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:46
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 
 
 
گر نگشتی بمراد دلم ای چرخ مگرد
 
بی نیاز از تو کند گردش پیمانه مرا

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:28
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
سراپا اگر زرد و پژمرده ايم 
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي، لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم 
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم 
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم 
اگر دشنه دشمنان، گردنيم!
اگر خنجر دوستان، گرده ايم؟!
گواهي بخواهيد، اينك گواه: 
همين زخمهايي كه نشمرده ايم!
دلي سربلند و سري سر به زير 
از اين دست، عمري به سر برده ايم
                                
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 14:26
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

 دارم اين آهنگ سريال خانه سبز رو به ياد شكيبايي گوش مي كنم

سبز سبزم ريشه دارم

من درختي استوارم

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:21
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...

تاريخ مرا در محك امتحان قرار داده است. مي‌خواهد فداكاري مرا بسنجد. مي‌خواهد شجاعت مرا بيازمايد. اكنون پرچم خدايي به دست من سپرده شده است تا با طاغوت‌ها بجنگم و مبارزه من فقط با شهادت و فدكاري امكان‌پذير است.
خدايا! تو را شكر مي‌كنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج‌ گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.
خدايا! هدايتم كن؛ زيرا مي‌دانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.
خدايا! هدايتم كن كه ظلم نكنم؛ زيرا مي‌دانم ظلم چه گناه نابخشودني است.
خدايا! نگذار دروغ بگويم؛ زيرا دروغ ظلم كثيفي است.
خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم؛ زيرا تهمت، خيانت ظالمانه‌اي است.
خدايا! ارشادم كن كه بي‌انصافي نكنم؛ زيرا كسي كه انصاف ندارد، شرف ندارد.
خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم كه بي‌احترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.
خسته شده‌ام،‌ پير شده‌ام، دل‌شكسته‌ام. نااميدم، ديگر آرزويي ندارم و احساس مي‌كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست. با همه وداع مي‌كنم و مي‌خواهم فقط با خداي خود تنها باشم.
شهيد دكتر مصطفي چمران

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 12:2
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

 اگه با دلت چيزي يا کسي رو دوست داري زياد جدي نگيرش، چون ارزشي نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که ديدنه، اما اگه يه روز با عقلت کسي رو دوست داشتي، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داري چيزي رو تجربه مي کني که اسمش عشقه.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 10:52
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
http://i43.tinypic.com/fdu3qq.gif
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 14:11
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 14:10
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...
 

روز مرد که می شود

چشمانم

در این شهر ِ گرد گرفته...

بی تاب ِ يافتن ِ مرد است

تا بگویم



های

مـــرد

روزت مبارک!



دريغا

که ما

در صراط مردانگی

تنها «نر» شده ایم...!!

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 9:14
به قلم: فرنگ |

اگر کسي را دوست داري، به او بگو. زيرا قلبها معمولاً با کلماتي که ناگفته مي‌مانند، مي‌شکنند...

© 2006-2007 dariushkamani.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by D A R I U S H
> > >

Powered by webloger ◄┤

>

Sariah